پارسای بی ادعا

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چفیه» ثبت شده است

چی میشد یه روز یدونه از این حزب اللهی های تو مخی؛ از همینایی که چفیه میندازن تکیه میدن به دیوار تا عکس بندازن برای اینستاگرامشون یا پروفایلشون رو میگرفتم؛ انقدر میزدم انقدر میزدم که تمام اون مغز پر شده از توهماتش؛ بریزه کف دستش و ببینه چیو جا داده تو اون جمجمه؟!!!.....

تا بلکه دلم خنک شود!





این وسط هم هیچکسی نیست من را بگیرد و انقدر بزند و انقدر بزند تا تمام این چیزهایی که در مغزم پر شده از توهمات و تکبرات و خودخواهی ها و تشخیص ندادن ها؛ بریزه بیرون و مواجه بشم با یک مغز "کلییِر کِیچ" شده....


چرا کسی نیست!!


شهدا کجایید؟!.....چرا پس کاری نمیکنید........



.